حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2444
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
پتوس ، ولى بين دو سردار حسّيّات دوستانه وجود نداشت ، زيرا كربولو تصوّر ميكرد ، كه آمدن پتوس براى وارد كردن وهنى به او است و پتوس سياست دفعالوقت و كندى سردارى را ، كه بزرگتر از او بود ، تصويب نميكرد . بعقيدهء او جنگ را ميبايست با حرارت و جدّى بيشتر كرد . او ميگفت شهرها را بايد با يورش گرفت و تمام مملكت ارمنستان را براى تنبيه و مجازات اهالى و عبرت آنان غارت كرد و بجاى اينكه پادشاهان مقوّائى در اينجا بنشانيم ، مملكت را مانند ايالتى از روم اداره كنيم . سفارتى ، كه در تابستان از طرف بلاش بروم رفته بود ، در اين وقت ، كه پائيز بود ، برگشت ، بىاينكه جواب قطعى از نرون گرفته باشد ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 15 ، بند 7 ) . بنابراين پتوس جنگ را شروع كرد و كربولو ، باوجود بودن قواى پارتى در كنار فرات بوسيله به كار انداختن ماشينهاى جنگى از رود مزبور گذشت . او قدرى پيشتر رفته موقع محكمى بر تپّهها گرفت و امر كرد روميها خندقهائى دور اردويشان بكنند . از طرف ديگر پتوس با دو لژيون رومى از طرف كاپادوكيّه داخل ارمنستان شده قسمتى را از آن غارت كرد . در اين احوال زمستان در رسيد و چون اثرى از دشمن ديده نميشد ، پتوس قشون خود را از راه كوهستانها پس كشيد ، كه بقشلاق برود . او پنداشت ، كه جنگ خاتمه يافته و راپورتى براى نرون فرستاده رجزخوانىها و خودستائىها از بهرهمنديهاى خويش كرد . بعد سه لژيون رومى را فرستاد در پنت قشلاق كنند ، دو ديگر را بين توروس و فرات نشاند و بعدّهاى زياد از سربازان مرخّصى داد . معلوم است ، كه آنها هم خيلى خشنود بودند ، زيرا اقامت را در شهرهاى كاپادوكيّه بر بودن در كوهستانهاى سخت ارمنستان از حيث آذوقه و آسايش و ساير چيزها ترجيح ميدادند . اين بود ، كه اكثر سربازان در شهرها بپراكندند ، ولى در اين وقت ، كه پتوس هيچ انتظار جدالى را نداشت ، ناگهان شنيد ، كه بلاش بجنگ او ميآيد . معلوم گرديد ، كه پارتيها سرماى زمستان را به هيچ شمرده براى فتحى ،